چهار تیزهوش نخبه!!!!
چیزهایی که4تادوست مینویسن
جمعه 25 اسفند 1391برچسب:, :: 18:16 :: نويسنده : delmarsagan

همه چیز خنده دار بود….
داشتن تو…!
بودن من ; ماندن ما….
!!
رفتن تو…
این همه آه….
گاهی از این همه خنده گریه ام میگیرد….

جمعه 25 اسفند 1391برچسب:, :: 16:2 :: نويسنده : delmarsagan

 

۱- خدا نگران بود که آدم در باغ عدن گم بشه چون اهل پرسیدن آدرس نبود.

 

 

 

۲ -خدا میدونست یه روزی آدم نیاز داره یک کسی کنترل تلویزیون رو بهش بده.

 

 

۳ -خدا میدونست که آدم هیچ وقت خودش وقت دکتر نمیگیره!

 

۴ – خدا میدونست اگه برگ انجیر آدم تموم بشه، هیچ وقت خودش برای خودش یکی دیگه نمیخره. …

۵- خدا میدونست که آدم یادش میره آشغالا رو بیرون ببره

۶- خدا می دونست ادم ،آدم بشو نیست

۷- خدا میدونست که مانند یک باغبون ، آدم برای پیدا کردن ابزارهاش نیاز به کمک داره

۸- خدا میدونست که آدم به کسی برای مقصر دونستش برای موضوع سیب یا هر چیز دیگری نیاز داره

۹- همونطور که در انجیل آمده است : برای یک مرد خوب نیست تنها بماند و به عنوان دلیل شماره یک

۱۰- خدا به آدم نگاه کرد و گفت : من بهتر از این هم می تونم خلق کنم….

جمعه 25 اسفند 1391برچسب:, :: 15:17 :: نويسنده : delmarsagan

 

 

مزایای اینتر نت کم سرعت!!!!!!!!

 

اولا؛ سرعت زیاد موجب تصادف می شه و اونوقته که در تلفات اینترنتی هم مثل تلفات جاده ای تو دنیا اول بشیم!

دوما؛ عجله کار شیطونه! حالا چه کاریه که سه سوته سایتها بیان بالا. چیزی که اینجا زیاده،وقته. سه ساعت تو صف بانک وایمیستین؛ از صبح تا ظهر به خاطر یه امضا یه اداره رو زیرو رو میکنین؛ چند ساعت هم تو وب معطل بشین! به جایی که بر نمی خوره؟!

سوما؛ اصلا مهم نیست که ما مثل لاک پشت تو وب حرکت میکنیم و به اطلاعاتی که بقیهء ملل الان بهش رسیدن ما پنج هزار سال دیگه بهش میرسیم؛ مهم اینه که به این اطلاعات می رسیم!

چهارما؛ هیچ میدونین از کنار این سرعت پایین چندین نفر نون میخورن؟!

_به خاطر هزینهء اتصال به وب؛ کارمندان مخابرات و خانواده شان!

_به خاطر برق مصرفی کامپیوتر؛ کارمندان اداره برق و خانواده شان!

_به سبب کمر درد ناشی از نشتن زیاد پشت میز
pc؛ دکتر های ارتوپد و خانواده شان!

_به خاطر اعصاب خراب؛ دکترهای مغز و اعصاب و خانواده شان!

_به سبب هزینهء گچ گرفتنِ اکثر اعضای بدن به خاطر مشت و لگدهای پدر گرامی بعد از مشاهدهء قبض تلفن؛ کارکنان بیمارستان و دکتران فیزیوتراپ به همراه خانواده هایشان!

پنجما؛ سرعت پایین ابنترنت باعث میشه کاربران ساعتها تو وب سرشون گرم باشه و به نوعی سر کار هستن(کارآفرینیِ خاموش)!

ششما؛ اصلا کی گفته سرعت اینترنت پایینه؟! خیلی هم خوبه! خیلی از کشورها هستن که حسرت سرعتِ اینترنت مارو میخورن!

هفتما؛ من نمیدونم چرا جوونا اینقدر بی بصیرت شدن؟! آخه وب گردی هم شد کار؟! آخه اینترنت هم شد وسیلهء اساسی؟! برید دنبال کارهای مهمتر مثل. مثل.. مثل... نمیدونم مثل چی، ولی برید دنبال کارهای مهمتر...

 



جمعه 25 اسفند 1391برچسب:, :: 15:10 :: نويسنده : delmarsagan

خاله
معنای لغوی: خواهر مادر
معنای استعاره ای: هر زنی كه با مادر رابطه ی گرم و صمیمی داشته باشد.
نقش سمبلیك: یك خانم مهربان و دوست داشتنی كه خیلی شبیه مادر است و همیشه برای شما آبنبات و لباس می خرد.
غذای مورد علاقه: آش كشك.
زیر شاخه ها: شوهر خاله: یك مرد مهربان كه پیژامه می پوشد و به ادبیات و شكار علاقه مند است.

دختر خاله،پسر خاله:همبازی دوران كودكی كه یا در بزرگسالی عاشقش می شوید اما با یكی دیگه ازدواج می كنید یا باهاش ازدواج می كنید اما عاشق یكی دیگه هستید.
مشاغل كاذب: خاله زنك بازی، خاله خانباجی.
چهره های معروف: خاله خرسه، خاله سوسكه.
داشتن یك خاله ی مجرد در كودكی از جمله نعمات خداوندی است.

2 – عمه
معنای لغوی: خواهر پدر
معنای استعاره ای: هر زنی كه با پدر رابطه ی گرم و صمیمی داشته باشد،هر زنی كه مادر چشم دیدنش را نداشته باشد.
نقش سمبلیك: به عهده گرفتن مسئولیت در موارد ذیل: ۱- جواب همه ی فحش هایی كه می دهید. مثال: عمته… ۲- جواب همه ی محبت هایی كه می كنید. مثال: به درد عمه ات می خوره… ۳- توجیه كلیه ی بیقوارگی ها،رفتارهای نامتناسب شما (تنها برای دخترخانم ها). مثال: به عمه ات رفتی. ۴- خیلی چیزهای بدِ دیگه. از ذكر مثال معذوریم
غذای مورد علاقه: شله زرد، سمنو.
زیر شاخه ها: شوهر عمه: یك مرد پولدار كه سیبیل قیطانی دارد و چندش آور است.

پسرعمه/دخترعمه: همبازی دوران كودكی كه در بزرگسالی حالتان را به هم می زنند!!
مشاغل كاذب
چهره های معروف: عمه لیلا.
داشتن یك عمه كه در توصیفات فوق صدق نكند جزو خوش شانسی های زندگی است.

3دایی
معنای لغوی: برادر مادر
معنای استعاره ای: هر مردی كه با مادر رابطه ی گرم و صمیمی داشته باشد،هر مردی كه پتانسیل كتك خوردن توسط پدر را داشته باشد.
نقش سمبلیك: یكی از معدود مردانی كه هر چند به سیاست علاقه مند است اما حس گرمی به شما می دهد، همیشه حرفهایتان را می فهمد و می شود پیشش گریه كرد.
غذای مورد علاقه: فسنجون.
زیر شاخه ها: زن دایی: یك زن چاق و شاد كه خیلی كدبانو است و جلوی مادر قپی می آید.
پسردایی،دختردایی: همبازی دوران كودكی كه در بزرگسالی مثل یك همرزم ساپورتتان می كنند.
چهره های معروف: علی دایی، دایی جان ناپلئون.
سعی كنید حتمن حداقل یك دایی داشته باشید.


4 – عمو
معنای لغوی: برادر پدر
معنای استعاره ای: هر مردی كه با پدر رابطه ی گرم و صمیمی داشته باشد.
نقش سمبلیك: یكی از مردانی كه شما همیشه باید بهش بوس بدهید و بعد بروید كارتون ببینید تا او با پدر حرفهای جدی بزند. یكی از مردانی كه مادر به مناسبت آمدنش قرمه سبزی می پزد و همیشه وقتی می رود پدر ساكت شده، به فكر فرو می رود.
غذای مورد علاقه: قرمه سبزی، آبگوشت.
زیر شاخه ها: زن عمو: یك زن خوشگل كه زیاد به شما توجه نمی كند و خودش را برای مادر می گیرد،
دخترعمو،پسرعمو: همبازی دوران كودكی كه اگر تا هجده-بیست سالگی دوام آورده باهاش ازدواج نكنید خطر را از سر گذرانده اید.
مشاغل كاذب: بازی در قصه های ایرانی-اسلامی.
چهره های معروف: عمو زنجیرباف، عمو یادگار، عمو پورنگ.
داشتن یك عمو ی پولدار خیلی خوب است

جمعه 25 اسفند 1391برچسب:, :: 15:10 :: نويسنده : delmarsagan

من به آمار زمین مشکوکم تو چطــــــــــور؟


اگر این سطح پر از آدمهاســـــــــــــــــــــت

پس چرا این همه دلها تنهاســـــــــــــــت؟

بیخودی می گویند هیچ کس تنها نیست

چه کسی تنهانیست؟ همه از هم دورند

همه در جمع ولی تنهاینـــــــــــــــــــــــــــــد

من که در تردیدم تو چطور؟

نکند هیچکسی اینجا نیســـــــــــــــــــــــــت

گفته بود آن شاعر :

هر که خود تربیت خود نکند حیوان است

آدم آنست که او را پدر ومادر نیســـــــــت

من به آمار،به این جمــــــــــــــــــــــــــــع

و به این سطح  که گویند پر  از آدمهاست

مشکوکم  

نکند هیچکسی اینجا نیســــــــــــــــــــت

من به آمار زمین مشکوکــــــــــــــــــــم

چه کسی گفته که این سطح پر از آدمهاست؟

من که می گویم نیست

گر که هست دلش از کثرت غم فرســـــــوده ست

یا که رنجور و غریــــــــــــــــب

خسته ومانده ودر مانده براه

پای در بند و اســـــــــــــــــــیر

سرنگون مانده به چــــــــــاه

خسته وچشــــــــــــم به راه

تا که یک آدم از آنچا برسد

همه آن جا هستــــــــــند

هیچکس آن جا نیست

وای از تنـــــــــــــــــــــــــها یی

همه آن جا هستـــــــــــــــند

هیج کس آنجا نیســـــــت

هیچکس با او نیســـــــــت

هیچکس هیچکـــــــــــــس

من به آمار زمین مشکوکم

من به آمار زمین مشکوک

چه عجب چیزی گفت

چه شکر حرفی زد

گفت:من تنهایم 

هیچکس اینجا نیست

گفت:اگر اشک به دادم نرسد می شکنم

اگر از یاد تو یادی نکنم می شکنم

بر لب کلبه ی محصور وجود

من در این خلوت خاموش سکوت

اگر از یاد تو یادی نکنم می شکنم

اگر از هجر تو آهی نکشم

 اندر این تنهایی

به خدا می شکنم به خدا می شکنم

من به آمار زمین شک دارم

چه کسی گفته که این سطح پر از آدمهاست؟

پنج شنبه 24 اسفند 1391برچسب:, :: 20:37 :: نويسنده : delmarsagan

روزها با من و همراز دل من بودی
                     در وجودم، ای امیدم، مرهم زخم دلم بودی تو

   با نگاهت درد قلبم را چو نوری می ربودی
                          در دو دستم گرمی عشق و صفاراباغروری می سرودی


     با تو بودم چون شقایق در گلستان بهاری
                               با تو بودم چون پرستو در فضای آسمان بابیقراری

          من به دور از غصه بودم آن زمانی که عزیزم با تو بودم
                                    چشم خود را بر سیاهی بسته بودم آن زمانی که

                                                             عزیزم با تو بودم ........   

پنج شنبه 24 اسفند 1391برچسب:, :: 20:31 :: نويسنده : delmarsagan

در میان من و تو فاصله هاست
گاه می اندیشم
می توانی تو به لبخندی این فاصله را برداری
تو توانایی بخشش داری
دستهای تو توانایی آن را دارد



ادامه مطلب ...
پنج شنبه 24 اسفند 1391برچسب:, :: 17:4 :: نويسنده : delmarsagan

پسر عمم تعریف میکرد:
کلاس زبان داشتم،کلی تیپ زده بودم و اینا! راه افتادم تو خیابون.همین جوری که میرفتم همه برمیگشتن و یه جوری نگام میکردن،منم باخودم گفتم عجب خوش تیپ شدما!
چند دقیقه بعد د یدم نه مثل اینکه قضیه یه چیز دیگست،خودمو تو ویترین مغازه ها نگاه کردم و دیدم نه بابا خیلی خوشتیپ و با کلاسم و دیگر هیچ! با اعتماد به نفس سرمو گرفتم بالا و رفتم کلاس.نشستم رو صندلی سرمو انداختم پایین دیدم ای داد بی داد بجای کفش دمپایی پام کردم! اونم نه از این دمپایی خوشگلا،یه جفت دمپایی پلاستیکی نارنجی...! :|

پنج شنبه 24 اسفند 1391برچسب:, :: 17:1 :: نويسنده : delmarsagan

بچه که بودم سوپرماریو بازی می‌کردم ، بعدش فک می‌کردم قارچ بخورم بزرگ میشم !
واسه همین مدت‌ها راه می‌رفتم و سرم رو میزدم زیره تاقچه‌ی خونه‌مون که ازش قارچ دربیاد بخورم !!!
دیگه داشتم ضربه مغزی می‌شدم که بابام کارگر گرفت تاقچه رو خراب کرد !!!

پنج شنبه 24 اسفند 1391برچسب:, :: 16:7 :: نويسنده : delmarsagan

ترول جاستین بیبر | ترول جاستین بیبر و سلنا

پنج شنبه 24 اسفند 1391برچسب:, :: 15:55 :: نويسنده : delmarsagan

الان این باباشون یا مامانشون !!!؟؟ فکر کنم از اونایی باشه که به بچه ها بگه من براتون هم پدر بودم هم مادر

                جوک های تصویری جدید و باحال

پنج شنبه 24 اسفند 1391برچسب:, :: 12:55 :: نويسنده : delmarsagan

 

 

عزیــزم چه زیبـا اجـــرا میکنـی ...

 

خط به خط تمام گفتــــه هایم را...

 

خواســـته هایم را...

امــــــــــا...

 


 امـــــا ... برای دیگری

 

پنج شنبه 24 اسفند 1391برچسب:, :: 11:39 :: نويسنده : delmarsagan

حمـاقـت کـه شاخ و دم نــدارد!

حمـاقـت یـعنـﮯ مـن کـه

اینقــدر میــروم تـا تـو دلتنـگ ِ مـن شـوﮮ!

خـبری از دل تنـگـﮯ ِ تـو نمـی شود!

برمیگردم چـون

دلـتنـگـت مــی شــوم!!!

پنج شنبه 24 اسفند 1391برچسب:, :: 11:5 :: نويسنده : delmarsagan

خدایا...

بابت آن روز

که سرت داد کشیدم متاسفمـــــــــ...!!!

من عصبانی بودم

برای انسانی که تو میگفتی ارزشــــَش را ندارد

 

و مــــــــــن پا فشاری می کردم...

پنج شنبه 24 اسفند 1391برچسب:, :: 9:38 :: نويسنده : delmarsagan

سوء استفاده از تن سنگسار دارد ...

جزای سوء استفاده از احساس چیست؟؟ ...

آی مردُم ...

احساسم دیگر مرده ... میفهمید؟ چرا ساکتید؟

فقط نگویید ...

نگویید که قتل احساس گنـــاه نیست ...

خواهش می کنم ... نگوییــــــد ...

چهار شنبه 23 اسفند 1391برچسب:, :: 19:55 :: نويسنده : delmarsagan

اینروزا اونقدر ضعیف شدم که هرچیز کوچیکی باعث ناراحتیم میشه،به عشق شک کردم...به خودم...به معشوقم...به هرچیزی که وجود داره...به نفسهام...به بودنم...به تمام احساساتم که دم به دم سر ریز میشن و من اونارومیریزم توی خودموهی میخورمشون تا کسی نبینتشون...احساساتی که قبلا ازترس اینکه کسی ببینتشون لای کتابام،توی قلبم وزیرتختم قایمشون میکردم

دیگه وقتشه ازشاعری استعفابدم...توکه نیومدی تا نقاش بشموتاآخرعمرنقش پرواز بکشم الان بهتره ازشاعری استعفابدموتا آخرعمرم ازتوننویسم اینجوری وجودم عقیم شعر برای تومیشه...اینجوری دیگه چیزی وجود نداره که دلموبهش خوش کنم اینجوری دیگه راهی ندارم که برسم به بینهایت اینجوری دیگه...

خسته شدم ازبس توخودم شکستم...بس نیست؟

چندوقت شده که ندیدمت اونقدربرات دلتنگم که باهرنفسی که میکشم قلبم به شدت دردمیگیره..دیگه خسته شدم شایدنفهمی وهیچوقتم ندونی که چقدرفرورفتم توو آغوش تنهایی...

توباتنهایی مانوسی ولی من باوجودتو ! تابه حال تنهایی روحس نکرده بودم...چطورمیتونم بی تو باشمو باتونباشم!!!شدی جزو اون دسته آدمایی که وقتی هستن نیستن و وقتی نیستن هستن

داری میری سفر...

بدون خداحافظی...

میری که ننبینمت...

نمیای برای آخرین بار دستاتوبگیرم اما بدونکه...

بی تو این روزا حس میکنم دارم میمیرم...

چهار شنبه 23 اسفند 1391برچسب:, :: 18:57 :: نويسنده : delmarsagan

همه ما زخم هايي داريم
روي بازو يا ساق پا
زخم هايي قديمي که داستان دارند
که مي شود با آن ها ما را شناسايي کرد
زخم هايي بر پيشاني يا بر قلب هايمان
زخم هايي که برايشان حتي دنبال "مرهم" هم نمي گرديم

 

چهار شنبه 23 اسفند 1391برچسب:, :: 18:13 :: نويسنده : delmarsagan

قرعه کشی تمام شد
تو به اسم دگری درآمدی
تقدیر بجای خود
لااقل می توانسی
اسم مرا هم در کسیه بیاندازی

چهار شنبه 23 اسفند 1391برچسب:, :: 18:7 :: نويسنده : delmarsagan

چقدر دور تر از من ایستاده ای
دور از احساسم
آنجا که تو ایستاده ای
صدای مرا هم نمی شنوی
چه برسد به
دلتنگی هایم
بغض هایم
اشک هایم

سه شنبه 22 اسفند 1391برچسب:, :: 20:51 :: نويسنده : delmarsagan

ﺗﻮ ﺣﻤﻮﻡ ﺑﻮﺩﻡ ، ﻣﺎﻣﺎﻥ ﺑﺰﺭﮒ : ﺍﻫﺎﯼ ﻟﻨﮓ ﺩﺭﺍﺯ ﺑﯿﺎ ﺑﯿﺮﻭﻥ ،

ﺑﺪﻭ ﺑﯿﺎ ﺑﯿﺮﻭﻥ ، ﺑﺴﯿﺞ ﺍﻭﻣﺪﻩ ، ﺍﻭﻧﻢ ﭼﻨﺪﺗﺎ ، ﺍﻭﻧﺎﻫﺎ ﺧﻮﺩﻡ ﺻﺪﺍﺷﻮﻧﻮ ﺷﻨﯿــﺪﻡ ! ...

ﻣﻦ ؛ |: ﺍﯼ ﺩﺍﺩ ﺑﯿﺪﺍﺩ ﺑﺴﯿﺠﯽ ﭼﺮﺍ ؟!

ﺑﺎﺯ ﻣﻦ ﭼﻪ ﻏﻠﻄﯽ ﮐﺮﺩﻡ ﻣﮕﻪ !!!؟ﭘﺮﯾﺪﻡ ﺑﯿﺮﻭﻥ ، ﻣﯿﮕﻢ ﻣﺎﻣﺎﻥ ﺑﺰﺭﮒ ﮐﺠﺎﻥ؟

ﺻﺪﺍﺷﻮﻥ ﺍﺯ ﮐﺠﺎ ﻣﯿﻮﻣﺪ؟ ﺗﻮ ﺣﯿﺎﻃﻦ ؟!

ﻣﯿﮕﻪ : ﺍﯾﻨﺎﻫﺎ ﻣﺎﺩﺭ ؛ ﻣﻮﺑﺎﯾﻠﺖ ﺭﻭ ﻣﯿﺰﻩ ﻭﺍﺳﺖ ﭼﻨﺪ ﺗﺎ ﺑﺴﯿﺞ ﺍﻭﻣﺪﻩ...!

مـــــن :l

موبایلم :v

سه شنبه 22 اسفند 1391برچسب:, :: 20:48 :: نويسنده : delmarsagan
ﺻﺒﺢ ﺭﻓﺘﻢ ﭘﺎﺭﻛﯿﻨﮓ ﺑﻮﮔﺎﺗﯽ ﺭﻭ ﻭﺭ ﺩﺍﺷﺘﻢ ﺩﺍﺩﺍﺷﻢ ﻣﯿﮕﻪ ﺍﻣﺮﻭﺯ ﻻﺯﻣﺶ ﺩﺍﺭﻡ ، تو ﻻﻣﺒﻮﺭﮔﯿﻨﯽ ﺭﻭ ﻭﺭﺩﺍﺭ ؛ ﻣﯿﮕﻢ ﺧﻮﺏ ﺗﻮ ﻛﺎﺭﺗﻮ ﺑﺎ ﺍﻭﻥ ﻓﺮﺍﺭﯼ ﺭﺍ ﺑﻨﺪﺍﺯ ﺗﺎ ﻣﻦ بنز ﺭﻭ ﺑﺪﻡ ﺑﻪ ﺑﺎﺑﺎ ﻛﻪ ﺑﺮﻩ ﭘﻮﺭشه رو ﺍﺯ ﺗﻌﻤﯿﺮﮔﺎﻩ ﺑﯿﺎﺭﻩ ، ﮔﻔﺖ ﻛﻼﻓﻢ ﻛﺮﺩﯼ ﺍﺻﻦ ﺍﻭﻥ ﻛﺎﺩﯾﻼﻛﺮﻭ ﻣﯽ ﺑﺮﻡ …
ﮔﻔﺘﻢ ﺧﻮﺍﺳﺘﯽ ﺁﺋﻮﺩﯼ ﻫﻢ ﻫﺴﺖ ﺑﺎ ﺍﻭﻥ ﺑﺮﻭ …
ﺍﻻﻥ ﻓﻬﻤﯿﺪﯾﻦ نویسنده خیلی مایه دار بوده یا بگم باز ادامه بده ؟؟؟

 

 
سه شنبه 22 اسفند 1391برچسب:, :: 20:35 :: نويسنده : delmarsagan

 

سه شنبه 22 اسفند 1391برچسب:, :: 20:0 :: نويسنده : delmarsagan

 

شغل جدید بعضی خانوما در قسمت work at: فیسبوک:

I Don’t Work I’m A Princess

جلبک اعتماد به نفس اینارو داشت الان پری دریایی بود!
سه شنبه 22 اسفند 1391برچسب:, :: 19:59 :: نويسنده : delmarsagan

سه شنبه 22 اسفند 1391برچسب:, :: 19:58 :: نويسنده : delmarsagan

این دخترا که ناخونای دست چپشون رو خیلی شیک لاک می زنن ،

وسطشم طرح می زنن خفن ، بُته جِقه و مینیاتور و نقش برجسته ...

اما دست راستشون رو میبینی ، انگار فرنود 5 ساله از تهران نقاشی کشیده ،

اینا رو اذیت نکنید ، اینا دست چپشون ضعیفه {-19-}

سه شنبه 22 اسفند 1391برچسب:, :: 19:54 :: نويسنده : delmarsagan

طرف به انگلیسیه میگه اسمت چیه؟میگه وات هستم ، جیمز وات...
انگلیسیه میپرسه اسم تو چیه؟ طرف میگه باس هستم ، عـَب باس!{-7-}

سه شنبه 22 اسفند 1391برچسب:, :: 19:51 :: نويسنده : delmarsagan

روزی دو نفر در جنگل قدم می زدند.
ناگهان شیری در مقابل آنها ظاهر شد..
یکی از آنها سریع کفش ورزشی اش را از کوله پشتی بیرون آورد و پوشید.
دیگری گفت بی جهت آماده نشو هیچ انسانی نمی تواند از شیر سریعتر بدود.
مرد اول به دومی گفت : قرار نیست از شیر سریعتر بدوم. کافیست از تو سریعتر بدوم…
و اینگونه شد که شاخه ای از مدیریت بنام مدیریت بحران شکل گرفت !

سه شنبه 22 اسفند 1391برچسب:, :: 19:49 :: نويسنده : delmarsagan

آخه تو فضای مجازی هم عاشق میشن؟!!
من سرمو به کدوم دیوار این سایت بکوبم آخه؟{-38-}

دو شنبه 21 اسفند 1391برچسب:, :: 19:29 :: نويسنده : delmarsagan

http://asheganeh.ir

قلب ، مهمانخانه نیست که آدم‌ ها بیایند

دو سه ساعت یا دو سه روز توی آن بمانند و بعد بروند

قلب ، لانه‌ ی گنجشک نیست که در بهار ساخته بشود

و در پاییز باد آن را با خودش ببرد

قلب ، راستش نمی دانم چیست ؟

اما این را می دانم که فقط جای آدمهای خیلی خیلی خوب است..!!

دو شنبه 21 اسفند 1391برچسب:, :: 19:13 :: نويسنده : delmarsagan
وقـــتــی حـــس مــیــکــنـم

جــآیــی در ایــن کــرِه ی خآڪـی

تــو نــفــس مــیــکــشــی و مـن

از هـــمــآטּ نــفـــس هــآیــتـــــ ،،،

نـفـس مـیـکـشـم !

تــو بــــــآش بــرای هــمـیـشـه !!!

هــوآیــتـــ !

بـــویــــــتــــــ !

بــرآی زِنــده مــانــدنــم ڪـــآفـــی اســتــــــ …
پيوندها